
u200d تمامم در قفس آلوده ماندَستخودم را قانع تقدیر کردمگرفتم بودنم را از نگاهتجهانت را چنین تنبیه کردمصدا تنگ است و راهیِ فرارمولی آغوش گیسوی تو نرم استمرا یکبار دیگر دوره ام کنتمام گفته هایم گرمِ گرم استخودم را ابتدای راه بستمبه انگشت کج مزدور هاییاشاره میشوم در این شلوغیبه افکار همان منفور هاییکه پرپر کردنم را دوست دارندتو بی من بودنت عارضه ات بودو تنها صفحه ی رسمی من هممیان قلب بی عاطفه ات بود......
ادامه مطلب