
u200d تمامم در قفس آلوده ماندَست
خودم را قانع تقدیر کردم
گرفتم بودنم را از نگاهت
جهانت را چنین تنبیه کردم
صدا تنگ است و راهیِ فرارم
ولی آغوش گیسوی تو نرم است
مرا یکبار دیگر دوره ام کن
تمام گفته هایم گرمِ گرم است
خودم را ابتدای راه بستم
به انگشت کج مزدور هایی
اشاره میشوم در این شلوغی
به افکار همان منفور هایی
که پرپر کردنم را دوست دارند
تو بی من بودنت عارضه ات بود
و تنها صفحه ی رسمی من هم
میان قلب بی عاطفه ات بود...
رهام حسن زاده